حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

313

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

خود احكامى را در زمينه دماء ، أعراض ، اموال و حرمت مسلمانان وضع كرد . در اين دوره با هر والى و فرمانروايى مأمورى شكل مىگيرد كه ملقب به « صاحب العذاب شكنجه‌گر » بوده است تا آزاديخواهان ، حق‌جويان و عدالت‌طلبان را شكنجه دهد . بنابراين تجزيه امپراطورى اسلامى تنها تجزيه مادى نبود بلكه تجزيه و از هم گسيختگى روحى كه بدتر از تجزيه مادى است نيز بود . پس از اين بود كه امت دسته‌دسته شدند و ميانشان اختلافى ايجاد شد كه طى دوران و قرون متمادى ادامه يافت و عامل اصلى تمامى تجزيه‌هاى مادى پس از آن محسوب مىشد . ما قصد نداريم كه در اين زمينه داد سخن بدهيم و نظريه خويش را بيان كنيم ، بلكه تنها نظريه برخى از انديشمندان بزرگ اسلامى را كه بدون شك آرائشان مورد توجه است ، براى استاد سماك نقل مىكنيم : شيخ رشيد رضا در صفحه 955 از جزء 12 از جلد دوازده كتابش در مورد اين والى چنين مىگويد : « شكل حكومت اسلامى تبديل شد به حكومت فردى استبدادى كه مصالح امت را مانند مال ، كسانى به ارث مىبردند كه به ترتيب به مالك نزديكترند ، حتى اگر تمامى افراد امت راضى نباشد . و ريشهء تمامى مصيبت‌هاى امت اسلامى از همينجا شروع شد . » انديشمند مبارز فلسطينى دكتر وليد قمحاوى در مورد والى مزبور در مجله « العربى » چنين مىنويسد : « او توانست وطن عربى را ملكى قرار دهد كه فرزندان و نوادگان به ارث ببرند . گويى سرزمين عربى ، سرزمين تيولى بزرگ و ملت آن گله بزرگى از بردگان مىباشند . در آن زمان شورش ، پديده‌اى شايع شده بوده